۱۳۹۳ اردیبهشت ۵, جمعه

Original Debt


در الاهیات مسیحی آموزه‌ای هست به نام گناه ازلی یا نخستین.
که می‌گوید انسان در ابتدا پاک خلق شد اما به واسطه‌ی گناه آدم و حوا و خوردن از آن میوه ممنوعه این پاکی از انسان گرفته شد و طبیعت پلید و گناهکاری یافت که با هیچ عملی از این گناه پاک نخواهد شد.

در الاهیات اطراف من هم آموزه‌ای هست به نام بدهی ازلی.
که می‌گوید تو بدهکار خلق شده‌ای و هیچ پرداختی بدهی تو را از بین نخواهد برد.

مساله این‌جاست که تو به عنوان یک مسیحی وقتی با این آموزه مواجه می‌شوی می‌یابی که خودت در ایجاد آن دخیل نبوده‌ای اما از آن متضرر هستی

پ.ن. تا کدام مسیح بخواهد مصلوب شود و من را برهاند

پ.ن.۲: از این همه بدهی ِ پایان ناپذیر خسته شدم.

۱۳۹۳ فروردین ۲۶, سه‌شنبه

الانسان فی کبد


و در نهایت همه چیز طوری پیش رفت که استعاره ی رنج خود را بیش از پیش به ما نشان دهد. 
زندگی چیزی نیست مگر یک رنج بزرگ.
و لذتی نیست مگر آنکه رنجی بزرگنر بسازد
و بر آن چیزی بیفزاید
تا بدان غایت رسد.

۱۳۹۳ فروردین ۲۳, شنبه

بدنامی ِ حیات


طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی
یا همتی که از سر عالم توان گذشت

مضمون سرنوشت دو عالم جز این نبود
آن کس که خاک شد سرش از آسمان گذشت

بدنامی ِ حیات دو روزی نبود بیش
آن هم کلیم! بای تو بگویم که چون گذشت

یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت

۱۳۹۲ اسفند ۱۱, یکشنبه

هایکو های قدیمی

داشتم کاغذ های قدیمی را ورق می زدم. به چند تا مثلا هایکو بر خوردم که روزگاری نوشته بودم. نمی دانم دقیقا مربوط به چه شرایطی است.



۱۰ اسفند ۹۰

مدرسه شلوغ است
و همه نیک اندیشانه
در خیال ِ کار ِ خیر!
***
۱۱ اسفند ۹۰

استاد درس می دهد
و آشفته است
که هیچکس نمی فهمد
***

۱۲ اسفند ۹۰

استاد نامی می برد
و دلی را
خوش می کند


۱۳۹۲ بهمن ۱۴, دوشنبه

کدام گره از تدبیر خام من بگشاید؟


ای خدا ای بی پناهان را پناه
رهنمای عاشق گم کرده راه
ره نمی دانیم بنما راهمان
نیستیم آگاه کن آگاهمان
ای به هر سوزی تو را ساز دگر
ای به هر رازی تو را راز دگر
نغمه ای در هر خم تاریت هست
نوگلی در هر بن خاریت هست
مرحبا ای مقصد و مقصود
ما مرحبا ای شاهد و مشهود ما




پ.ن. ذکر ایام: یا دلیل المتحیرین
و 
یا نور المستوحشین فی الظلم
و
یا غفار بنورک اهتدینا
و
یا نور یا نور النور یا منور النور یا خالق النور