‏نمایش پست‌ها با برچسب عکس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عکس. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آبان ۳۰, شنبه

۱۳۹۴ شهریور ۲۹, یکشنبه

"عمری که نبود، خواب دیدم" یا تاملی در دقائقِ "سال‌ثانیه"


سال‌ثانیه را هفت روز پیش دیدم. به لطف و اصرار عماد.
در طول اجرا و لحظه بعد از آن شاید چندان از کار سر در نیاوردم و یک هفته طول کشید تا سعی کنم برای خودم این اثر را تحلیل کنم یا برایش معنایی بتراشم! فردایش چیز زیادی از اجرا یادم نبود. گویی با غلتک حافظه ام را صاف کرده بودند.

یکی از تفاوت هایی که (به صورت پیش فرض) در ذهن خودم بین سینما و تئاتر قایلم، این است می‌توان یک فیلم را چندین بار دید اما یک تئاتر را نه.
ممکن است یک فیلم را دوباره و چندباره ببینی. به بعضی صحنه ها را نگه داری یا سریعتر عبور کنی. اما در تئاتر باید در همان اولین و آخرین تماشا، هرچه می خواهی از صحنه درو کنی و ببری.

سال‌ثانیه از این منظر، بسیار دور از تصور من بود. چه اینکه جزییات زیادی از صحنه بود که من اصلا نمی دیدم و صداهایی که به گوشم نمی رسید یا اتفاقاتی که همزمان می‌افتاد و تنها یکی را در هرلحظه می توانستم دنبال کنم و یا به قدری دور بود که ترجیح می‌دادم تلاش نکنم ببینمش. 
صحنه هایی که حتی اگر می‌دیدمشان هم چند لحظه بعد جوری جیغ می کشیدند که یادم برود.


سال‌ثانیه روایتِ معمول نداشت و پایه اش بر نماد و اشاره‌ها بود. گویی قرار نیست قصه ای برای مخاطب روایت کند بلکه فقط اشاره‌هایی می‌کند تا مخاطب قصه‌ی خود را به یاد بیاورد.
برای من که از دنیای زنانه دورم، سال‌ثانیه مبهم تر - و به تعبیر دیگر کنایی‌تر - از چیزی بود که احتمالا قرار بود به نظر بیاید. 

روایت زندگی زنانی که از وضعیت موجودشان خوشحال نیستند. نمی توانند خودشان را از گذشته‌، خانواده‌، کار و آدم‌های اطرافشان جدا کنند. هرچه با آب می‌شویند پاک نمی‌شوند.

همین نکته به نظرم اصل قصه است! آدم هایی که نمی‌توانند خودشان باشند؛ مدام درگیر بیرون از خودند؛ در قیدِ ارزش‌داوری های یومیه و اخلاقی و جمال‌شناسانه و ... دیگران. آن‌قدر درگیرِ دیگران که قوه تشخیص‌شان تحلیل رفته. 

گام بعدی هم این است که دیگر هیچ‌کدام عاملیت‌ ندارند. حس می‌کنند اسیر نوعی جبر تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی اند. از خود اختیاری ندارند و تنها می مانند، مدت‌ها به انتظار یک جفت شش. 


این آدم ها اندک اندک در میان این قید و بندهایی که به خود پذیرفته‌اند رنده شده‌اند و پخته؛ دیگر مزه اولشان را ندارند.

سال‌ثانیه احتمالا قصه‌ی خودِ ماست. آدم‌هایی که مدام‌ می‌دوند و نمی‌رسند. شاید آخرین راهی که داریم این است که جای‌مان را با کسی عوض کنیم.

سال‌ثانیه عنوان نمایشی است از حمید‌ پورآذری که در مرداد و شهریور۹۴ در زمین تنیس مجموعه سعدآباد اجرا شد.


۱۳۹۴ شهریور ۳, سه‌شنبه

آن دم که ایل کوچ می‌کند ، نه آدم‌ها می‌مانند و نه دام‌هایشان‎

۱۹ - هفت اجرا از قطعه ترکمن

قطعه ترکمن از شناخته‌شده‌ترین ساخته‌های حسین علیزاده است که برای نخستین بار در سال ۱۳۶۷ در آلبومی به همین نام منتشر شد.این قطعه ابتدا با سه‌تار تنها نواخته شده اما بعدها به صورت دونوازی یا گروه نوازی اجرا شده است و همچنین برای ارکستر تنظیم یافته است. ترکمن برآمده از نوعی پیوند میان موسیقی دستگاهی و موسیقی نواحی و محلی است.




علیزاده درباره ترکمن گفته است:
ترکمن خیلی انتزاعی است. من ایران نبودم و می‌خواستم یک کنسرت برگزار کنم. یک مرتبه مریض شدم و تب شدیدی گرفتم و مثل یک بچه دلم برای ایران تنگ شد. تازه یک هفته از ایران رفته بودم. وقتی در تب بودم عجیب بود که آوازهای ترکمنی می‌شنیدم. این آوازها دل‌تنگی من را رفع می‌کرد، وقتی ساز به دست گرفتم وآن را نواختم دیدم اصلا این نوع سه‌تارنوازی نه تکنیکش برای من آشنا بود و نه در تکنیک سه‌تارنوازی چنین چیزی سابقه داشت.

 از این قطعه اجراهای فراوانی وجود دارد. برای نخستین بار در آلبوم فریاد، شعری از فریدون مشیری به صورت آوازی و با صدای محمدرضا شجریان بر روی آن خوانده شد.
علیزاده معمولا در پایان کنسرت های خود ترکمن را می نوازد.

۱ - ترکمن با سه‌تار تنها علیزاده - آلبوم ترکمن

۲- ترکمن با سه‌‌تار تنها علیزاده - کنسرت شورانگیز در سال ۶۷

۳- قطعه ترکمن همراه با آواز - سه‌نوازی تار، کمانچه و تنبک از علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان و صدای محمدرضا شجریان بر روی شعر خفقان سروده فریدون مشیری - آلبوم فریاد

۴- تركمن با دو سه‌تار،یك شورانگیز و اركستر زهی - بهداد بابایی، مسعود شعاری، حسین علیزاده و ارکستر ناسیونال اکراین در کنسرت عصیان،نی‌نوا، ترکمن - فایل این اجرا کیفیت صوتی مناسبی ندارد.

۵ - ترکمن با سه‌نوازی تار،‌ کمانچه و تنبک از حسین علیزاده، صبا علیزاده و بهنام سامانی - کنسرت مادرید

۶ - ترکمن با دونوازی شورانگیز و تنبک از حسین علیزاده و پژمان حدادی - کنسرت تبریز ۹۱

۷ - ترکمن با گروه نوازی و آواز از گروه هم‌آوایان با شعر سوگواران خموش از محمدرضا شفیعی کدکنی - فایل این اجرا کیفیت صوتی مناسبی ندارد.

علیزاده این قطعه را در یکی از کنسرت هایش به همراهی آواز محسن نامجو نواخته است که این اجرا در دسترس من نیست. درباره این اجرا بیشتر بخوانید.

دانلود همه فایل ها به صورت یک‌جا
دانلود از طریق تورنت
-- 




از مجموعه "چند اجرا از یک قطعه"

۱۳۹۴ خرداد ۴, دوشنبه

چون در این جا بی‌قرارم آخر از جاییستم


هذا الحديث رواه مسلم عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ
 بَدَأَ الإِسْلامُ غَرِيبًا ، وَسَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ غَرِيبًا ، فَطُوبَى لِلْغُرَبَاءِ

عن ابن عمر قال أخذ رسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم بِمنْكبيَّ فقال:
كُنْ فِي الدُّنْيَا كَأَنَّكَ غَرِيْبٌ أَوْ عَابِرُ سَبِيْلٍ

من غريبم و غريب را كاروانسرا لايق است.
مقامات شمس تبریزی

و گفت: غریب آن بود که در هفت آسمان و زمین هیچ با وی یک تار موئی نبود و من نگویم که غریبم من آنم که بازمانه نسازم و زمانه بامن نسازد.
و گفت: با خدای خویش آشنا گرد که غریبی که به شهر آشنائی دارد با کسی آنجا قوی دل‌تر بود.
 تذکرة‌الاولیاء - ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی

ایا غریب فلک! تو بر این زمنی حیفی                ایا جهان ملاحت! در این جهان چونی؟
غزلیات شمس

و ازو پرسیدند: علامت محبت چیست؟ گفت: ... و آنکه نفس خویش را غریب بیند و اگر چه در میان اهل خویش بود از جهت آنکه هیچ کس به آنچه او در آن است موافق او نبود در خدمت دوست او.
 تذکرة‌الاولیاء - ذکر احمد خضرویه قدس الله روحه العزیز


فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : 
رحم الله أبا ذر ، يمشي وحده ، ويموت وحده ، ويبعث وحده.

و گفت: غریبان را خدای باشد و بس.
 تذکرة‌الاولیاء - ذکر فتح موصلی قدس الله روحه العزیز

و گفت: الهی! من غریبم و ذکر تو غریب و من با ذکر تو الفت گرفته‌ام زیرا که غریب با غریب الفت گیرد.
 تذکرة‌الاولیاء - ذکر یحیی معاذ رازی قدس الله روحه العزیز

و گفت: غریب آن‌ست که او را از اقربا و پیوستگان خویش وحشت بود با ایشان بیگانه باشد.
 تذکرة‌الاولیاء - ذکر ابوحمزه خراسانی قدس الله روحه العزیز

۱۳۹۳ بهمن ۱, چهارشنبه

این قصه عجب شنو از بخت واژگون


مدتی‌ست غرق این غزلم.




پ.ن. : خوبی این نسخه این است که ابیات تغییر کرده را هم آورده است. ابیاتی که قافیه های مشابه دارند را ملاحظه بفرمایید. از هر دو بیت با قافیه مشترک یکی را حافظ ابتدا سروده و نهایتا به شکل دوم تغییر داده. دیدن این بیت ها و تلاش برای شناخت جمال‌شناسی نهایی ِ حافظ و حدس زدن اینکه کدام بیت متاخر است لذت ِ بی‌بدیلی دارد.
پ.ن.۲: بیت دهقان سالخورده را بی‌اندازه دوست می دارم. در سایت گنجور ذیل همین غزل کسی نوشته بود:

منظور حافظ از دهقان سالخورده، پدر حکیم نزاری قهستانی است چنانکه دیوان این شاعر فرزانه آمده است: 
پرسیدم از پدر نکتی وان لطیفه را                     در خواب بر صحیفه خاطر نگاشتم
گفتم بگوی تا به چه حالی چگونه ای؟            گفت ای پسر من آن بدرودم که کاشتم

۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

دیر رسیدم



آدم هایی هستند در زندگی من، که مدام باعث می شوند احساس کنم دیر رسیدم
این آدم ها غالبن پیش از تولد من ، یا دوران بلوغ ذهتی من مرده اند، یا کشته شده اند، یا غایب

مدام این حسرت و افسوس را به من تحمیل می کنند که چرا نشد درکشان کنم، ببینمشان، یا حداقل در هوایشان نفس بکشم. اینکه چرا اینقدر دیر رسیدم

و البته گروهی هم بودند - و احتمالن هستند - که پس از دوران بلوغ دهنی ام این حسرت را بر من نهاده اند این ها همین که گذشتند و دیگران سخن درباره شان گفتند و من یکباره افسوس مکرری را در خود یافتم که این بار هم دیر رسیدم

آخرین این گروه هدی صابر است
من هدی صابر را ندیده ام. اما اسمش را در این دو سال زیاد شنیده ام
مرگ شهادت گونش مرا آزرد، و بیش از آن شناختن کم و بیش شخصیتش سوزاندم
این که چه چیزی از دست رفت


این شعر دکتر شفیعی کدکنی حکایت من است با هدی صابر

مرثیه

مرگ او
زندگی دوم او بود که گردید آغاز

شیشه ی عطری سربسته
افتاد و شکست

همگان بو بردند
که چه چیزی را دادند از دست


پ.ن. جان هر عزیزی که دارید، آن هایی که عزیز اند را پیش از مرگ تکریم کنید و به دیگران نشان دهید