‏نمایش پست‌ها با برچسب امام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب امام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

از گذشته ها - 1

گاهی وقت ها که به نوشته های گذشته ی خودم نگاه می کنم باورم نمی شود که این ها را من نوشته ام.
یا بعضی شعرهایی که برایم آشنا نیست را نمی دانم خودم گفته ام و یا از دیگری نوشته ام.
اگر بعضی را قید نکرده بودم که از خودم است هرگز به خاطرم خطور نمی کرد همچو خطی را من کتابت کرده باشم.
اگر در خاطرم بماند سعی می کنم "در ستایش نوشتن" بنویسم. از این که نوشتن یا به نوعی میراث مکتوب چه نعمتی است برای یک ملت، و گروه و در وجه دیگرش برای خود فرد.
فرهنگی که هنوز حتی برای قشر فرهیخته ی ما هم نهادینه نشده است.
و در ذیل آن مطلب "درستایش نوشتن" در باره ی روزنوشت ها هم خواهم گفت و اهمیتش
من در آینده ی نچندان دور این روزنویس کردن را جا خواهم انداخت و شما نتیجه ی آن را خواهید دید. توکل به خدا

از اصل مطلب دور افتادم. می خواهم بعضی از آن نوشته ها را که برایم همین حالا هم جذابیتی دارند و مرور زمان برای شخص خودم بی معنی و بی جایگاهشان نکرده را این جا منتشر کنم و گاهی تلقی امروزم از همان مطلب را حاشیه بیاورم.
نوشته است:

سرنگون باد دروغگو.
واژگون باد پایگاه کفر با نام اسلام
درود بر امام.

هجده تیر 1387

۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سه‌شنبه

درباره ی اسراییل


اسرائيل شرّ مطلق و تعامل با آن مطلقاً حرام است

فتوای امام موسی صدر عجل الله فرجه

ما اسرائيل را شرّ مطلق مي دانيم. بدتر از اسرائيل در جهان وجود ندارد. اگر اسرائيل با چپ درگير شود، در کنار چپ خواهيم ايستاد . اگر اسرائيل با راست درگير شود ، در کنار راست خواهيم ايستاد. اگر اسرائيل با شيطان درگير شود، در کنار شيطان خواهيم ايستاد. شعار «اسرائيل شرّ مطلق است» ،به اين معناست . “

امام موسی صدر

کجایی امام؟



۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سه‌شنبه

آن علی این علی

حضرت علی علیه السلام در نامه ش به مالک اشتر می فرمایند که:

"فاملک هواک و شحّ بنفسک عمّا لا يحلّ لک فانّ الشّحّ بالنّفس الانصاف منها فيما احببت و کرهت"
هوای نفست رو جلوش رو بگیر. و جلودار .. .در حقیقت.. عملت باش. الشّحّ بالنّفس یعنی این که الانصاف منها فيما احببت و کرهت. انصاف رو مراعات کنی برای اونی که دوست داری و اونی که دشمن می داری. انصاف رو مراعات کنی.

" و اشعر قلبک الرّحمة للرّعيّة و المحبّة لهم و اللّطف بهم"

با تمام وجودت به مردم عشق بورز، مهر بورز، و از مردم دفاع کن.

" و لا تکوننّ عليهم سبعا ضاريا تغتنم اکلهم‏"

برای مردم مثل یک حیوان وحشی نباش که به جونشون بیفتی و لت و پارشون بکنی. "فانهم صنفان" این مردم دو دسته اند.

"إمّا أخٌ لک فی الدّین، و إما نظیرٌ لک فی الخلق"
یا برادر دینی تو اند، یا در خلقت با تو برابرند.

" يفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و تؤتي علي ايديهم في العمد و الخطا"

گرفتار می شن، مشکل دارن، خطا می کنند. عمداً و با سهواً.

"فاعطهم من عفوك و صفحك"

بگذر از اینها. با رحمت و گذشت با اینها برخورد کن. اینها مردمن. باید با گذشت با مردم برخورد کرد. سهواً و عمداً اگر اشتباه بکنن.

در آخر می آد می گه " وقد استکفاک امرهم ، و ابتلاک بهم"
تو رو داریم به اینها امتحان می کنیم.

" و لا تندمن علي عفو ، و لا تبجحن بعقوبه و لا تسرعن الي بادره وجدت منها مندوحه ، و لا تقولن : اني مؤمرٌ آمرُ فأطاع"
وقتی می تونی گذشت کنی، گذشت کن. وقتی می تونی مداخله ی تند نکنی، تحریک نکنی، نزنی، نزن.
نگو من همینم امر می کنم دیگران باید اطاعت کنن.

و لا تقولن : اني مؤمرٌ آمرُ فأطاع. من امر می کنم هر کی صداش در بیاد پدرش رو در می آرم.

این مردمه! با مردم باید مثل مردم برخورد کرد. مثل انسان برخورد کرد، و با انسانیت.

اگر ما راه علی رو بریم، حرف علی رو گوش کنیم، منصفانه به همه گوش کنیم، و مثل یک انسان با دوست و دشمن خودمون هم منصفانه برخورد کنیم، قطع و یقین تمام قائله ها می خوابه. تمام مشکلات حذف می شه.
ولی وقتی در یک جامعه یی یکی رو بگیریم، فقط یک صدا رو بلند کنیم و اجازه ندیم دیگران حرف بزنن و هر کی حرف زد انگ بهش بچسبونیم، اون وقت معلومه چه اتفاقی می افته. حالا هر چقدر هم فریاد بزنیم که اصلاحش بکنیم، اصلاح نمی شه. انصاف رو باید مراعات کنیم. صدا و سیما باید انصاف رو مراعات بکنه. سیستم های نظامی و امنیتی باید انصاف رو مراعات بکنن. ما حق نداریم خلاف قانون... خلاف قانون با انسانها برخورد بکنیم.

مسعود پزشکیان - مجلس
هفتم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و هشت
رحمت الله علیه

۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

محرم - 1


نگون گردی ای آسمان

که خصمی با آزادگان

پسندیدی بر مجتبی

تو بیداد اهریمنان

سلیمانی شد بی نگین

ز سرداران تنهاترین


این را بشنوید


۱۳۸۸ آبان ۸, جمعه

یا شمس طوسی مدد


دلم رمیده ی لولی وشی است شورانگیز
دروغ وعده وقتّال وضع ورنگ آمیز
فدای پیرهن چاک ماهرویان باد
هزار جامه ی تقوی وخرقه ی پرهیز
خیال خال تو باخود به خاک خواهم برد
که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام وگلابی به خاک آدم ریز
پیاله برکفنم بند تا سحرگه حشر
به می زدل ببرم هول روز رستاخیز
فقیر وخسته به درگاهت آمدم رحمی
که جز ولای توام نیست هیچ دست آویز
بیا که هاتف میخانه دوش بامن گفت
که درمقام رضا باش وزقضا مگریز
میان عاشق ومعشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ ازمیان برخیز

۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

31


سيدي غيبتك نفت رقادي ، وضيقت عليّ مهادي ، وابتزت مني راحة فؤادي ،
سيدي غيبتك أوصلت مصابي بفجايع الابد ، وفقد الواحد بعد الواحد يفني الجمع والعدد ،
فما أحس بدمعة ترقئ من عيني وأنين يفتر من صدري عن دوارج الرزايا وسوالف البلايا
إلا مثل بعيني عن غوابر أعظمها وأفظعها وبواقي أشدها وأنكرها ، ونوائب مخلوطة بغضبك ، ونوازل معجونة بسخطك

آقای من. غیبتت خواب از چشمانم ربوده و جایگاهم تنگ نموده و راحتی از دلم زدوده
ای بزرگ من! غیبت تو رنج مرا به مصیبت های ابدی پیوند داده

۱۳۸۸ مرداد ۲۵, یکشنبه

به نام پدر


مدتی است که به واسطه ی توصیه ی یکی از رفقا رفته ام در نخ آقای طالقانی. حقاً مرد اعجاب انگیزی است. نه اعجاب انگیز از نوع شیخ اشراق و بو علی و اینها. از نوع همان ابوذر . از نوع امام موسی صدر. از نوع اسلام حقیقی. از آن هایی که گذر زمان کوچکش نمی کنه. خیلی عجیبه. خیلی
از آن ها که جلوی فتنه را می گیرد. نقل می کنند همه گان از سیاسی و غیره صدایش می کردند "پدر". حتی مجاهد ها

این سخن رانی که مدتیه در نت پخش شده رو بخوانید یا گوش بدهید. گزارش امروز ماست. تاریخ اش قریب به یقین سال 58 است.

« به همین منوال پیش برود مستبدین و مستبدهایی بر همه ما مسلط خواهند شد. این محیط ... این محیط آزادی را اگر قدردانی نکردیم و محیط عقده گشایی... محیط عناد... و به هم ریختگی و موضعگیری قرار دادیم ، همان طوری که قران در این آیات اشاره می کند نتیجه اش پیدا شدن مستبدینی است.
همان طور که در تاریخ گذشته مان بوده است و در تمام ادوار تاریخی، دیگر رحم به صغیر و کبیرمان نخواهد کرد در چنین محیطی است که یک انسان خودخواهی و در عین حال باهوش و زرنگی سر بیرون می آورد. از چه راه مردم را می فریبد ازطریق وعده آب و نان."و من الناس من یعجبک " دقت کنید. "و من الناس من یعجبک قوله فی الحیاة الدنیا." بعضی از مردمند که وقتی با شما مواجه می شوند سخرانی می کنند و شعار می دهند گفته آنها شما توده های مردم را فریفته خود می کند. وعده آب و نان، وعده مسکن در چنین محیطی. این انسان برای رسیدن به هدف همه جور وسیله را توجیه می کند
دین و شرف و انسانیت را به استخدام می گیرد. دروغ می گوید، فریب می دهد. خدا را شاهد می گیرد که من دلسوزترین مردم در حق شما ملت هستم "و یشهد الله علی ما فی قلبه." خدا را شاهد می گیرد برای اینکه من می خواهم این مملکت را نجات بدم. یک رضا خان... یک آریامهر و امثال اینها. "و هو ألد الخصام". ولی روحیه اش لجوجترین کینه توزترین مردم است نسبت به خلق. تا وقتی که سوار کار نشده است وعده می دهد. همین که سوار شد دیگر به هیچ چیز رحم نمی کند...»