‏نمایش پست‌ها با برچسب اخلاق. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اخلاق. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ فروردین ۲۲, یکشنبه

فضیلت‌های بزرگ


تیره‌بخت ترین انسان کسی است که سودای فهم کل خلقت را در سر داشته باشد و، به قول شاعر، "به پژوهش در اعماق زمین بپردازد"، و با دقت در پی کشف اسرار ارواح دیگران باشد، غافل از آن‌که به روح خویش پرداختن و خادم وفادارش بودن او را کفایت می کند.
مارکوس اورلیوس، تاملات، کتاب دوم

مِنْ حُسْنِ إِسْلامِ الْمَرْءِ تَرْكُهُ مَالاَ يَعْنِيهِ
رسول الله صلی‌الله‌علیه ، صحیح ترمذی

در زمین مردمان خانه مکن                   کار خود کن، کارِ بیگانه مکن
مولانا جلال الدین، مثنوی، دفتر دوم

۱۳۹۳ اسفند ۱۱, دوشنبه

در مُلکتِ تو نیست دویی، ای همه تو


مونتنی می گوید:
«دوستانِ واقعی نه می توانند به یکدیگر قرض بدهند و نه چیزی ببخشند» چون هر چیزی «بینِ آنها مشترک است».

«یگانگی میانِ این گونه دوستان، واقعاً چنان کامل است که باعث شده هر گونه احساسِ این گونه وظیفه ها را از دست بدهند، و از این کلماتِ جدایی انداز: نیکوکاری، تعهّد، حق شناسی، تمنّا، تشکّر و مشابه آن ها بیزار باشند و آن ها را از میانِ خودشان بردارند».

چه کسی نمی بیند که بخشندگی نیز جزیی از این کلمات است، که یک دوستیِ واقعی چه نیازی به آن ها دارد؟ چه چیزی من می توانم به او بدهم، چون هر چه به من تعلّق دارد به او هم تعلّق دارد؟"


پ.ن. رساله ای کوچک در بابِ فضیلت هایِ بزرگ، نوشتۀ آندره کنت ـ اسپونویل؛ بخش هفتم: بخشندگی.

پ.ن.۲. عنوان از یک رباعی عطار

۱۳۹۳ دی ۲۲, دوشنبه

هیچ کس ندا به گوش ِ کر نمی زند



نمی دونم چی شد که یاد این مطلب افتادم:

قال عليه السلام لما ضربه ابن ملجم المرادي - لعنه الله -: 
وصيتي لكم أن لا تشركوا بالله شيئا، ومحمد صلى الله عليه واله وسلم فلا تضيعوا سنته، أقيموا هذين العمودين، وأوقدوا هذين المصباحين، وخلاكم ذم، أنا بالأمس صاحبكم، واليوم عبرة لكم، وغدا مفارقكم، إن أبق فأنا ولي دمي، وإن أفن فالفناء ميعادي، وإن أعف فالعفو لي قربة وهو لكم حسنة، فاعفوا الا تحبون أن يغفر الله لكم ؟  
والله، ما فجأني من الموت وارد كرهته، ولا طالع أنكرته، وما كنت إلا كقارب ورد، وطالب وجد، وما عند الله خير للأبرار.
وقال عليه السلام: يا بني عبد المطلب ! لا الفينكم تخوضون دماء المسلمين خوضا تقولون: قتل أمير المؤمنين! 
ألا لا تقتلن بي إلا قاتلي، انظروا إذا أنا مت من ضربته هذه فاضربوه ضربة بضربة، ولا يمثل بالرجل، فإني سمعت رسول الله صلى الله عليه واله وسلم يقول: إياكم والمثلة ولو بالكلب العقور.

پ.ن: می‌دونم چی شد که یادش افتادم.

پ.ن۲: شرح این وصیت‌نامه با صدای آقای طالقانی شنیدنیه.

۱۳۹۲ بهمن ۶, یکشنبه

خوشا به حال‌ها!


۱ و گروهی بسیار دیده ، بر فراز كوه آمد. و وقتی كه او بنشست ، شاگردانش نزد او حاضر شدند.
۲ آنگاه دهان خود را گشوده ، ایشان را تعلیم داد و گفت :
۳ «خوشا به حال مسكینان در روح ، زیرا ملكوت آسمان از آن ایشان است .
۴ خوشا به حال ماتمیان ، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت .
۵ خوشا به حال حلیمان ، زیرا ایشان وارث زمین خواهند شد.
۶ خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت ، زیرا ایشان سیر خواهندشد.
۷ خوشا به حال رحم كنندگان ، زیرا بر ایشان رحم كرده خواهد شد.
۸ خوشا به حال پاکدلان ، زیرا ایشان خدا را خواهند دید.
۹ خوشا به حال صلح كنندگان ، زیرا ایشان پسران خدا خوانده خواهند شد.
۱۰ خوشا به حال زحمت كشان برای عدالت ، زیرا ملكوت آسمان از آن ایشان است .
۱۱ خوشحال باشید هنگامی که شما را فحش گویند و جفا رسانند، و بخاطر مـن هـر سخـن بـدی بر شمـا كاذبانه گویند. 
۱۲ خوش باشید و شادی عظیم نمایید، زیرا اجر شما در آسمان عظیم است زیرا كه به همینطور بر انبیای قبل از شمـا جفـا می رسانیدند.

۱۳ «شما نمک جهانید! لیكن اگر نمک فاسد گردد، به كدام چیز باز نمكین شود؟ دیگر مصرفی ندارد جز آنكه بیرون افكنده ، پایمال مردم شود.
۱۴ شما نور عالمید. شهری كه بر كوهی بنا شود، نتوان پنهان كرد.
۱۵ و چراغ را نمی افروزند تا آن را زیر پیمانه نهند، بلكه تا بر چراغدان گذارند؛ آنگاه به همه كسانی كه در خانه باشند، روشنایی می بخشد.
۱۶ همچنین بگذارید نور شما بر مردم بتابد تا اعمال نیكوی شما را دیده ، پدر شما را كه در آسمان است تمجید نمایند. 


---------------------------
پ.ن موعظه ی مسیح بر فراز کوه 
انجیل متی باب پنجم - آیات یک تاشانزده

 پ.ن۲. خیلی وقت ها دوست دارم کتاب های مقدس دیگران را بخوانم
 از عهد عتیق و جدید تا اوپانیشادها و تائو و اوستا...

۱۳۹۰ بهمن ۲۸, جمعه

در باب اهمیت قاعده ی زرین


چون پدر امرؤالقیس شاعر معروف عرب و صاحب معلقه کشته شد او برای گرفتن خون پدرش خواست به قبیله بنی اسد حمله کند.
او از بتی به نام ذوالخلصه که بتی در تباله بود و جملگی عرب آن را بزرگ می داشتند مشورت خواست .
در سه نوبت با سه تیر آمر، ناهی و متربص که پیش روی او بود قرعه انداخت .
. در هر سه بار "النّاهی" آمد و او را از این کار منع کرد
امرؤالقیس از روی خشم تیر ها را شکست و به صورت بت زد و دشنام زشتی به او داد و کفت
اگر پدر تو را کشته بودند مرا از این کار باز نمی داشتی.


به نقل از الاصنام این کلبی. ص۱۴۳
و سیره ی رسول الله ،عباس زریاب


۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سه‌شنبه

در باب ادب، تربیت و رابطه آن با اخلاق


کانت به ما می گوید: زحمت بیهوده ای است با کودکان از وظایف سخن گفتن.

و ارسطو می گوید: گرایش های اخلاقی از اعمالی ناشی می شوند که به آن ها شبیه اند

و امام علی می گوید: اگر صبور نیستی پس نمایش صبر بده تا صبور شوی.

در واقع ما به وسیله ی اخلاق و فضیلت صاحب اخلاق و فضیلت نمی شویم، (چرا که این در خود دور باطلی دارد) بلکه به وسیله
ی آموزش (ادب) صاحب آن ها می شویم.

در حقیقت ادب مقدم بر اخلاق است و فرد مودب، صورت صاحبان فضیلت را دارد اما نه به خاطر نیکی فضیلت ها بلکه به واسطه ی احترام گذاشتن به عرف و عادات

پس آدمی در نهایت ماننده ی کسی می شود که او را تقلید می کند

آندره کنت اسپونویل در کتاب رساله ای کوچک در باب فضیلت های بزرگ می نویسد:

عشق برای بزرگ کردن فرزندان کافی نیست و حتی نمی تواند آن ها را دوست داشتنی و با عاطفه کند. ادب هم کافی نیست و از همین رو هر دو باید باشند.

تمام تربیت خانوادگی به این بسته است : توازن میان فضیلت های کوچک که هنوز اخلاق نیستند و عشق که فضیلت برتر است اما تعلق به اخلاق ندارد.

-----------------------------------
تاملاتی متاثر از
کتاب رساله ای کوچک در باب فضیلت های بزرگ نوشته اندره کنت اسپونویل